انجمن چهار - بنده الست

%15 تخفیف

مجموعه ی هزار انجمن عشاق

لطفا صبر کنید...

انجمن چهار - بنده الست

%15 تخفیف

مجموعه ی هزار انجمن عشاق

دسته بندی : ادبی-عرفانی
  • ناشر : اندیشه مولانا
  • نویسنده : علی محمد یگانه
  • اشعار ادبی : گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان گر هفت بحر آتش شود من درروم بهر لقا
  • سایز کتاب : 1/8
  • نوع جلد : شومیز
  • تعداد صفحات : 112
  • نوبت چاپ : چاپ اول
ستاره

سفارش تلفنی : 021-66975501

با خرید هر انجمن چهار - بنده الست مبلغ 4,500 تومان تخفیف دریافت می کنید.
قیمت:
30,000
%15

25,500

تومان

محصولات مرتبط

معرفی کتاب هزار انجمن عشاق :

کتاب هزار انجمن بر آن است که انبوه فراوانی از حقایق معارف را از آفتاب عرشی دریافت کند و آنها را نثار عشاق شمس تبریز کند.آفتابی که در انجمن می آید آفتاب شرق و ساقی انجمن است و قوت معنوی هر جوینده گرسنه کمال است. استاد ستاره انجمن است و میگوید:« در را فروبند تا نامحرم داخل نشود».
ما عاشق این انجمن هستیم و با یار شکر لب نفسی دم می زنیم.اگر مجنون این عنقایی ربانی را ببیند لیلی بر او کاسد می شود.از او خوب تر در انجمن نیست ، انجمن از او روشن می شود زیرا هم شمع هم شاهد هم باده است...
او کنده های قالب را از پای جان در می آورد تا جان پرواز کند و از دست و گردن ، غل و بخل را دور می کند و انجمن به گرد او جولان میکند. او طبیب عاشقان است و یوسف صد انجمن می باشد.

درباره ی شمس تبریزی:

محمد بن علی بن ملک داد تبریزی ملقب به شمس‌الدین یا شمس تبریزی در سال ۵۸۲ هجری قمری در تبریز متولد شد. او از بزرگان صوفیه در قرن ۷ است. شمس به ریاضیات، جهانگردی و مکتب داری می‌پرداخت. او ابتدا تحت شاگردی شیخ ابوبکر زنبیل باف تبریزی بود. شمس بسیار عاشق سفر بود و به نقاط مختلف می‌رفت تا تجربه‌های فراوانی به دست آورد.
شمس تبریزی در سفرهایش به قونیه در حالی که ۶۰ ساله بود با مولوی ملاقات کرد. تا پیش از این دیدار، مولوی از عالمان و فقیهان بود و به تدریس علوم دینی اشتغال داشت. پس از این دیدار مولوی مجذوب و شاگردش شد. این علاقه به حدی بود که بعد از ترک قونیه توسط شمس، مولانا بسیار اندوهگین شد. سرانجام نامه‌ای از شمس به وی رسید. شمس تبریزی در این نامه نوشته بود که در شام سکونت دارد بنابراین مولوی فرزندش را با بیست نفر از یارانش به شام فرستاد تا شمس را به قونیه بازگرداند و سرانجام او با استقبالی باشکوه بازگشت. پس از مدتی کینه‌توزی‌های فراوانی نسبت به این دو ایجاد شد و در سال ۶۴۵ شمس تبریزی بدون خبر، قونیه را ترک کرد. مولوی بارها در جست و جوی خبری از شمس به شهرهای مختلف رفت. او در پی یافتن شمس دو بار به شام سفر کرد و به افراد مختلف مژدگانی داد اما نشانی از او نیافت.

بخشی از کتاب هزار انجمن عشاق چهار:

جلال الدین درباره ی بنده می گوید: بنده ای که همواره مورد نوازش استاد قرار می گیرد و جان ستم کشیده اش را از چاشنی خویش بهره مند می کند و به او می گوید : ای نزار و خسته من هرگز تو را به دیگری نخواهم فروخت.

دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را           داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را

هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را       جوش نمود نوش را نور فزود دیده را

گفت که ای نزار من خسته و ترسگار من     من نفروشم از کرم بنده خودخریده را

بین که چه داد می‌کند بین چه گشاد می‌کند       یوسف یاد می‌کند عاشق کف بریده را

داشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بد    بر کتفم نهاد او خلعت نورسیده را



این کتاب را به همراه تخفیف ویژه ی آن خریداری کنید.