کتاب تنها گریه کن

%20 تخفیف

روایت زندگی اشرف سادات منتظری مادرشهید محمد معماریان.

لطفا صبر کنید...

کتاب تنها گریه کن

%20 تخفیف

روایت زندگی اشرف سادات منتظری مادرشهید محمد معماریان.

دسته بندی : دفاع مقدس
  • ناشر : حماسه یاران
  • نویسنده : اکرم اسلامی
  • سایز کتاب : رقعی (13.5*18.5)
  • نوع جلد : شومیز
  • تعداد صفحات : 264
ستاره

سفارش تلفنی : 021-66975501

با خرید هر کتاب تنها گریه کن مبلغ 10,000 تومان تخفیف دریافت می کنید.
قیمت:
50,000
%20

40,000

تومان

محصولات مرتبط

درباره ی کتاب تنها گریه کن :

کتابی زیبا و جذاب از زندگی اشرف سادات منتظری مادر شهید محمد معماریان که توسط نشر حماسه یاران به چاپ رسیده است.

 شاید خاطرات مادران شهدا و عاشقانه‌های آنها یکی از جذاب‌ترین و دلنشین‌‌ترین آثار در حوزه دفاع مقدس باشد. زیرا مربوط  به مادرانی است که در جنگی هشت ساله سهم داشتند سهمی که بدون هیچ چشم‌داشتی آن را بخشیدند و سالیان سال بی‌صدا در سوگ عزیزشان گریه کردند. حالا که چهل سال از آن سال‌ها می‌گذرد این خاطرات بازهم خواندنی است. 
در این کتاب تصویری کوتاه و مختصراما پر معنا از یک عمر زندگی و فرمانبری و ولایت‌پذیری زنی را می‌خوانید که فرزندش را فدای پابرجا ماندن و استقلال این سرزمین نمود و خودش نیز در راه اسلام و انقلاب از هر چه در توان داشت فروگذار نکرد.
اشرف السادات منتظری مادر شهید محمد معماریان که عاشقانه و خالصانه برای فرزندان این سرزمین از جان و دل مایه می‌گذاشت.
 بخشی از این کتاب به مبارزات انقلابی خانم منتظر یدر قم و تهران می‌پردازد و نمایی کلی از سیمای زنی مجاهد را نشان می دهد که نقشی پررنگ و ستودنی در پیرزوی انقلاب داشت. بخش دوم کتاب به خاطرات مادر از زمان جنگ اختصاص دارد و شهادت فرزند دلبندش محمد و همچنین فعالیت‌های این مادر برومند پس از جنگ  و مشارکت‌های سازنده‌اش در کارهای خیر مردمی و اجتماعی.

 گزیده ای از کتاب تنها گریه کن: 

کچ دست هایش را گرفتم، قدرتم راجمع کردم و همان طور که عقب میرفتم، به زحمت می کشیدمش سمت خودم. پاهایش تکان می خورد و رد خون می ماند روی زمین. نگاهش از خاطرم دور نمی شود. مات شده بودم. با کمک دو خانم بردیمش داخل حیاط خانه. رنگ به رخسار زن نمانده بود. زدم توی صورتش و فریاد کشیدم: «نفس بکش!» ولی بی جان تر از این حرف ها بود. محکم تر زدم شاید به هوش بیاید؛ فایده نداشت. دست انداختم و بچه را از شکم پاره ی زن بیرون آوردم، به این امید که حداقل بتوانم طفل معصومش را نجات دهم؛ ولی بدن سرخ و سفید نوزاد روی دستم؛ بی اینکه مجال داشته باشد گریه کند و یا حتی یک نفس در این دنیا بکشد... 

                                                                                               ****************
خانم فاطمه ، خواهر بزرگ ترم ، بعدش من ، اشرف سادات. بعد تر هم ، دو پسر و چهار دختر ، هشت خواهر و برادریم . خانه مان قم ، خیابان چهار مردان بود. خانه ی خودمان که نه ، مستاجر دایی مادرم بودیم. انتهای حیاط بزرگش به باغ کوچکی می رسید . شاخه های درخت انار از باغ سرک می کشیدند به حیاطی که درست وسطش ، یک درخت توت جاخوش کرده بود، ما بهشان می گفتیم اناربونه ، توت بونه ...


کتاب تنها گریه کن را به همراه تخفیف ویژه ی آن خریداری کنید.

ناشر حماسه یاران
نویسنده اکرم اسلامی
سایز کتاب رقعی (13.5*18.5)
نوع جلد شومیز
تعداد صفحات 264