ممد نبودی اثر علی اکبری مزدآبادی

25.600 تومان

سود شما: 6.400 تومان

خاطراتی از شهید سید محمدعلی جهان آرا

تعداد
اشتراک بگذارید

توضیحات

درباره ی کتاب ممد نبودی :

کتاب ممد نبودی اثر علی اکبری مزدآبادی

روز نهم مهر جهان آرا تمام پاسدارهای سپاه خرمشهر را خواست. او آن روز برای ما گفت: « من امیدی به خرمشهر ندارم. خرمشهر داره از دست می ره. از این لحظه به بعد من دیگه به هیچ کدوم شما فرماندهی نمی کنم.
این جا کربلاست. هر ساعت ما داریم این جا کربلا رو می بینیم.
هر کدومتون که می خواید، برید و خودتونو و خونواده هاتون رو نجات بدید.
مطمئن باشید من به کسی نمی گم ترسیدید یا بریدید! تا همین جا هم خیلی زحمت کشیدید. کاری کردید که هیچ کس از پسش بر نمی اومد. این رو هم بگم که من می مونم.
این جای صحبت که رسید، بچه ها همه داشتند گریه می کردند. هیچ کس از جایش تکان نخورد . یکی از بچه ها بلند شد و گفت: «بر جمال محمد صلوات!»

کتاب ممد نبودی گلچینی از خاطرات آن شهید به همراه 78 تصویر توسط انتشارات یا زهرا به چاپ رسیده است.

 

بخشی از کتاب :

 

ممد نبودی

 

حمله به کانون :

مدتی از تشکیل کانون نگذشته بود که خلق عربی ها با تحریک شیخ شبیر با نفرات زیاد و با گاز اشک آور به مقر کانون حمله کرده و شروع به تیر اندازی کردند. جهان آرا به بچه ها می گفت: «هیچ کس تیراندازی نکنه! خیلی از اینا نادان هستند و تحت تاثیر القائات منافقین و ضد انقلاب قرار گرفتن! اگر او چنین تدبیری نمی کرد، آن روز خون های زیادی ریخته می شد. کانون در یک کوچه بن بست قرار داشت.
تعدادی از بچه ها موفق شدند از روی دیوار فرار کنند، اما تعدادی دیگر، از جمله جهان آرا گیر افتادند و خلق عربی ها آن ها را دستگیر و با خودشان بردند. خلقی ها جهان آرا را به طبقه ی بالای مقرشان برده و بقیه بچه ها را در طبقه پایین نگه داشتند. آ نها جهان آرا را به پشت پنجره ی طبقه بالا کشانده و می خواستند او را به پایین پرت کنند اما جهان آرا خودش را محکم به حصار پنجره چسبانده و با گرفتن آن مانع از سقوطش به پایین شد. او مقاومت خوبی از خود نشان می داد.

با این احوال من آرامش خاصی در چهره ی او می دیدم. هیچ ترس و وحشتی در صورتش نمایان نبود.در همین حین، چند نفر از بچه ها شروع به سر و صدا کردند و فریاد زدند: این کار و نکنید! این جهان آرا ست! بقیه هم با آن ها هم صدا شدند. این کار باعث شد خلقی ها جهان آرا را رها کردند. آن ها قصد داشتند اسرا، به خصوص جهان آرا را تحویل استخبارات حزب بعث عراق بدهند. تعدادی از بچه ها همراه با چند نفر از روحانیون عرب خرمشهر و تعدادی از کسبه ی بازار به سراغ شیخ طاهر رفتند و با او در این باره صحبت کردند و دستور آزادی آن ها را از شیخ گرفتند. صبح روز بعد، خلقی ها محمد و بقیه بچه ها را آزاد کردند.

زن بگیر و بچه دار شو  :

من دختری را می خواستم و او هم موافق بود ولی پدرش به حساب این که من پاسدار هستم و ممکن است کشته بشوم و دخترش بدبخت شود، مخالفت می کرد و اجازه ی ازدواج را نمی داد. تمام خانواده اش،از مادر تا خاله های دختر همه راضی بودند، اما پدرش نه. دو سال من به خواستگاری می رفتم، اما جواب پدر دختر، یک کلام نه بود. محمد همیشه به من می گفت: پس تو چرا انقد بی بخاری؟ چرا زن نمی گیری؟او در جریان کارم بود و علت مخالفت پدر دختر را می دانست.

یک بار گفت: اگر بابای دختره راضی نمی شه، بگو تا من یه کاری برات بکنم. بعد از این که از رضایت دادن پدر دختر ناامید شدم، به محمد گفتم: «محمد، اگه می تونی یه حکمی برای ما بگیر تا بتونیم با هم ازدواج کنیم.» گفت: خیلی خب! رفت و یک حکم گرفت و گفت: «این حکم رو از حاکم شرع برات گرفتم. تمام دفاتر ازدواج با این حکم شما رو عقد می کنن. برادر برو ازدواج کن. در حکم اسم من و دختر آمده و قید شده بود: عقد ازدواج این دو نفر با یکدیگر بلامانع است.. یک شب زمانی که از درگیری مرزی برگشتم، برای آخرین بار همراه با عمویم به خانه ی دختر رفتیم.

آن شب با خواهش به پدر دختر گفتم: حاج آقا اجازه بده ما دو تا با هم ازدواج کنیم! عمویم به او گفت: بهتره که شما اجازه بدی. پدر دختر گفت: «مثلا بدترش چی میشه؟» عمویم گفت: «بدترش رو خودت خواهی دید!» او قبول نکرد و بیرون آمدیم.
بعد از این، به دختر گفتم: « اگه می خوای با هم ازدواج کنیم، من حکمش رو گرفتم. او موافقت کرد. سر دفتری در محل داشتیم به نام «سید محمد تقی کراماتی» رفتم دفتر او و گفتم: « حاج آقا این حکم! خواند و گفت: مشکلی نیست.برید آزمایش بدید و…

 

ممد نبودی

 

فهرست کتاب ممد نبودی :
  • مقدمه
  • خانواده ای پانزده نفره
  • آماده و پارکاب
  • چی کار کردی؟
  • مریم محمد بودم
  • ساکت! داد نزنید!
  • انصراف از رفتن
  • انفعالات بعد از انقلاب
  • عجب غولی است!
  • حمله به کانون
  • فروکش کردن غائله
  • جهان آرا شریف!
  • من هستم، تو برو
  • ازدواج جهان آرا
  • ده شب تا هفت صبح
  • قرارمان این نبود
  • سپاه عضو می گیرد
  • زن بگیر و بچه دار شو
  • محمد! منم!
  • توبیخ!
  • بیاریدش پیش من
  • استخاره بد آمد
  • برو خلاصش کن
  • پیش بینی وقوع جنگ
  • شروع جنگ
  • من رئیس جمهورم
  • محکم بایستید
  • خرمشهر کربلاست
  • حفظ حجاب
  • پس ما چه کار کنیم؟
  • شرم نمی کنید
  • نگران نباش
  • پایان مقاومت 45 روزه
  • اشک مان درآمد
  • تأسی از امام
  • باید این جا باشم
  • سرباز امام زمان
  • اهتمام به نیرو
  • شرمنده ی خدا شدم
  • از دلم درآورد
  • برو پیش زن و بچه ات
  • سلام به بچه ها برسان
  • محمد هم بود
  • نحوه ی شهادت
  • محمد شهید می شود
  • وصیت نامه ی شهید جهان آرا

 

این کتاب را به همراه تخفیف ویژه از ما خریداری کنید.

توضیحات تکمیلی

وزن 162 g
ابعاد 21 × 14.5 × 21 cm
ناشر

یازهرا(س)

نویسنده

نوع جلد

شومیز

سایز کتاب

تعداد صفحات

نقد و بررسی‌ها

    هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “ممد نبودی اثر علی اکبری مزدآبادی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

محصولات پیشنهادی

همچنین ممکن است دوست داشته باشید…

88.200 تومان

سود شما: 9.800 تومان

48.000 تومان

سود شما: 12.000 تومان

44.000 تومان

سود شما: 11.000 تومان

محصولات مرتبط

مجموعه محصولات مرتبط ما را مرور کنید.

44.000 تومان

سود شما: 11.000 تومان

43.200 تومان

سود شما: 10.800 تومان

24.000 تومان

سود شما: 16.000 تومان

16.500 تومان

سود شما: 5.500 تومان