کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی انتشارات سالار الموتی -20 % تخفیف

معرفی و خرید کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی نشر سالار الموتی | تخفیف | baratbooks.ir

کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی انتشارات سالار الموتی

مترجم: نسرین صالحی

این داستان زیبا بنا به گفته‌ی خود نویسنده، کوله بار این چند ساله زندگی هنری او می‌باشد.

رمان
20 % تخفیف
30000.00
24000.0000
20 % تخفیف
با خرید هر جلد کتاب پیرمرد و دریا مبلغ 6000.0000 تخفیف دریافت می کنید.

مشخصات کتاب


انتشارات: سالار الموتی
نویسنده: ارنست همینگوی
مترجم: نسرین صالحی
تعداد صفحه: 88
سایز: رقعی
نوع جلد: شومیز

بخشی از کتاب


داستان این رمان درباره سانتیاگو، پیرمردی ساده و فقیر است که اکنون ۸۴ روز شده که نتوانسته ماهی صید کند. مانولین نیز شاگرد اوست. پسری که به اجبار والدینش، مجبور به کارکردن در کنار ماهی‌گیرهای دیگر شده اما چون والدینش، سانتیاگو را آدمی بدشانس و بدبیار به حساب می‌آورند او را مجبور می‌کنند در کنار فرد دیگری به ماهی‌گیری برود. با این حال مانولین مانند خانواده‌اش فکر نمی‌کند. او پیرمرد را دوست دارد و در تمام مدتی که سانتیاگو دست خالی از دریا برمی‌گردد هر شب به کلبه او سر می‌زند، برایش غذا می‌برد، وسایلش را مرتب می‌کند و با او مشغول گپ و گفت می‌شود. رابطه پیرمرد و پسر فراتر از چیزی است که دیگران بتوانند آن را درک کنند. گزیده ای از کتاب «یک ساعتی بود که پیرمرد جلوی چشمش لکه های سیاه می‌دید. عرق چشمش را می‌سوزاند و بریدگی، بالای چشم و روی پیشانی‌اش را می‌سوزاند. از لکه های سیاه نمی‌ترسید. با آن فشاری که بر ریسمان می‌آورد این طبیعی بود. اما دو بار احساس ضعف کرد و سرش گیج رفت؛ این نگرانش می‌کرد. گفت:«غیر ممکنه، من زه نمی‌زنم، تو چنگ یه همچین ماهی ای نمی‌میرم، اونم حالا که داره به این خوشگلی میاد جلو. خدایا به من قوت بده تاب بیارم. صد بار ای پدر ما... و صد بار یا حضرت مریم می‌خونم. ولی الان نمی‌تونم بخونم.» با خود گفت دعاها را خوانده بگیر. بعد می خوانم. در همان لحظه ریسمان که در هر دو دستش بود ناگهان بنای تلاش و تلاطم را گذاشت. تکان‌ها تند و سخت و سنگین بود. با خود گفت دارد با نیزه اش به سیم سر ریسمان می‌کوبد. منتظرش بودم. باید این کار را می کرد. ولی با این کار ممکن است از آب بیرون بپرد. بهتر است حالا همین جور چرخ بزند. پرش برایش لازم است، برای این که هوا بگیرد. بعد با هر پرشی ممکن است زخم قلاب باز تر شود و ماهی خودش را خلاص کند. گفت:«ماهی، نپر، نپر، ماهی.» ماهی چند بار دیگر به سیم ضربه زد و پیرمرد هر بار سر تکان داد و کمی ریسمان داد. این کتاب را به همراه تخفیف ویژه ی آن خریداری کنید.

کتاب های مرتبط

نظرات کاربران

تا کنون نظری برای این کتاب ثبت نشده است.